چهارشنبه, 22 آذر 1396
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
33
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
97504

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

وقتی عمار انقلاب انگلیس را ضربه فنی می کند

 

 

بعد از کش و قوس های زیاد چندین ماهه برای آمدن یا نیامدن اشخاص مطرح در انتخابات ریاست جمهوری  در واپسین لحظات روز بیست و یکم اردیبهشت چهره شاخصی به میدان آمد که افراد معقول جامعه فکر آن را نمی کردند .

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی در حالی پا به میدان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری نهاد که هیچ یک از یاران انقلاب فکر نمی کردند که ایشان با توجه به درایت امیر کبیر گونه خود پا به عرصه بنهند .آیت الله 80 ساله ای که خود بارها شخصا فرموده بود که به صحنه نخواهد آمد .

 

هیچ کس نمی داند که آقای هاشمی چگونه و با چه منطقی و چه دلیلی در واپسین لحظات ثبت نام همگام با مرد بهاری ایران ! با مرکب گرانبهای خویش به ستاد انتخابات آمده و ثبت نام کرد .

 

اگر به ثبت نام به پردازیم این مطلب شایان ذکر است که هر روان شناس خانگی هم از وجنات اقای هاشمی در میافت که ایشان حتی پشت آن لبخند هاشان نمی توانند بی میلی خود را نسبت به این امر پنهان نمایند .

 

در این مقاله سعی داریم بین آمدن جناب آقا زاده و ثبت نام پدر رابطه ای پیدا کنیم تا شاید جوابمان را بیابیم :

 

اول . حدود شش ماه پیش که جناب آقا زاده با کلی آمدن نیامد با چراغ سبز ارباب انگلیسی به آسمان هوای وطن باز گشتند گمانه زنی هایی می شد که چرا ایشان بعد از انتخابات هشتاد و هشت و جریان فتنه به کشور بازگشتند و داوطلبانه خود را تسلیم دادگاه نمودند و چرا مانند چهار سال پیش  نزدیک انتخابات ریاست جمهوری به ایران آمده اند .

 

با توجه به حرف های زد و نقیض شخص جناب هاشمی می شد دریافت ایشان برای آمدن به صحنه انتخابات بی میل نیستند پس می توان نتیجه گرفت که شاید یکی از دلایل آمدن مهدی هاشمی  برای حاضر شدن در دادگاه پاک کردن لکه سیاه بر دامن سپید پدر باشد چرا که در همان هنگام فائزه هاشمی نیز برای حاضر شدن در دادگاه اعلام آمادگی نمود  تا شاید ننگ بی عدالتی و عدم رعایت روابط خویشاوندی در اجرای عدالت را از دامان ایشان پاک کنند .با توجه به پرونده ی مهدی هاشمی و شناخت نسبی مردم از او می توان حدس زد شاید او باید قربانی می شد تا پدر از روی او گامی بلند بردارد،یقینا محاکمه مهدی هاشمی می توانست یکی از برگ برنده های جناب هاشمی در انتخابات شود .اما از ابتدای ورود ایشان به کشور و قدم نهادن بر فرش قرمز فرودگاه دریافتیم که این ماجرا سر درازی خواهد داشت .با رفتار مفتضحانه قوه ی قضاییه در برخورد با مهدی هاشمی و جریان مرخصی و وصیقه ناقابل ده میلیاردی و همچنین لغو دادگاه ایشان در بدو ورود و خروج ظفر مندانه شان از دادگاه  به ما فهماند که حالا حالا ها باید حاج سعید قاسمی را با ریش ببینیم !!! و باز دریافتیم که چرا ایشان چنین قولی را به ما دادند .

 

دوم.اگر در خوش بین ترین حالت هم به فرض اول بنگریم باز از این سئوال رفع ابهام نخواهد شد که چرا روباه پیر به راحتی شرایط دست یابی ایران به این هدد صبا را فراهم کرده است ،فرقش این است که این هدهد چندین سال است که در قصر ملکه صبا در آب و نمک خوابانده شده است تا فایده اش برای صاحب آن بیشتر از هدهد سلیمان باشد.

 

فرضیه ای که اینجا مطرح می شود آن است که آمدن مهدی هاشمی و رفتار ها و مواضع پدرش راجع به انتخابات چندان هم نسبت به هم بیگانه نیستند و از طرفی برای این پرسش که چرا انگلیس چنین خطری را پذیرفته است نیز باید پاسخی یافت .                                                                                                                                                برای یافتن این پاسخ باید چند صباحی به عقب باز گردیم مظفر الدین میرزا پسر ناصر الدین شاه قاجار به علت سلطنت طولانی پدرش هنگامی که به پادشاهی رسید حدود چهل و پنج سال داشت اما به علت بیماری و کهولت سن اداره امور کشور را به عین الدوله صدراعظم خود سپرد ،حال این سئوال پیش می آید که چگونه حضرت آیت الله با 80 سال سن می توانند حکومتی دموکراتیک و وسیعی چون ایران را  اداره کنند؟

 

دومین پاسخ این است که مهدی دست پرورده انگلیس است و می تواند مثل گذشته اهرم فشاری بر پدر برای شرکت در انتخابات باشد و مدیریت فکری آقای هاشمی را در دست بگیرد و به احتمال قوی ورود ایشان به انتخابات با اصرار و فشار مهدی رقم خورده باشد .

 

حال اگر فرض نماییم آقای هاشمی ثبت نام کرده و پس از گذشتن از سد شورای نگهبان و با رای ملت به ریاست جمهوری رسیدند می توان به طور قطع گفت که محاکمه آقا زاده به مدت نامعلوم به تاخیر می افتد(شاید مادام العمر) و با توجه به دوره اول ریاست جمهوری جناب هاشمی و حضور فعال مهدی در کنار پدر می توان در یافت که بی شک مهدی می تواند با فشار بر پدر در امور کشور دخالت ورزد ،پس بدین گونه دولت کریمه انگلیس اسب تروا خود را در حکومت ایران قرار داده است و به اولین هدف خود رسیده است و حال با خیال راحت می تواند کار های پنهانی خود را بدون آن که کسی بویی ببرد مانند گذشته به پیش ببرد شاید اولین کارش دایر کردن دوباره سفارت به بهانه ای واهی در ایران و ... باشد. بدین گونه این روباه پیر همانطور که آمریکا با مک فارلین بر هاشمی رفسنجانی پیروز شد اما در ادامه به علت حضور امام طرحش شکست خورد این بار به طوری خیلی آرام و نرم سر رشته امور را در دست بگیرد و نقشه های شوم خود را پیاده کند اما زهی خیال باطل !

 

انگلیس این طرف ماجرا را به خدا سپرده بود و دعا می کرد، چون تنها جایی که می توانست این نقشه هوشمندانه را نقش برآب کند شورای نگهبان بود که از قضا انگلیس بر آن تسلطی نداشت و نقطه ی ضعف آن هم همین بود .

 

اما به لطف الهی عمار انقلاب این مرد بزرگ حضرت آیت الله جنتی چنان ضربه شصتی به انگلیس نشان دادند و دم این روباه را چنان چید که او نفهمید از کجا خورده است ،دولت انگلیس چنان از این پیرمرد انقلابی ضربه فنی شد که دیگر توان بلند شدن را ندارد و سکوت آقای هاشمی و ناپدید شدن مهدی و همچنین عدم حساسیت مردم به عدم احراز صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی  خود گویای این حقایق است .

 

درود بر یار بی یاور سید علی

 

 

 

والسلام و علیکم ورحمت الله و برکاته