چهارشنبه, 22 آذر 1396
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
33
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
97505

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

«حداد» براي خدا آمد و براي خدا رفت

همو که حديدِ نفس را در کوره عدالت رام کرد و «حداد عادل» شد. شخصيت اصلحي که به عنوان نماد و مظهر اصول گرايي ناب، مشي سياسي و فرهنگي اش بارها و بارها از سوي نائب امام زمان، امام خامنه اي(مد ظله) مورد تقدير و تحسين قرار گرفته شده است و همين براي کساني که هنوز در يافتن الگو و مدل يک «سياست مدار تراز نظام اسلامي» به دنبال مصاديق ديگري مي گردند، حجتي موجّه است.

اين کناره گيري به نوعي آدمي را به ياد فرمايشي از بزرگ حماسه آفرين ازل تا ابد، حضرت سيد الشهداء(عليه السلام) در مسير کربلا مي اندازد: «إنَّ النَّاسَ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون‏»(تحف العقول/ص245): «مردم بندگان دنيا هستند و دين به عنوان دستمايه تأمين معيشت آنها، تنها بر سر زبانشان است، از دين تا آنجا دم مي زنند كه دنياي شان را رو به راه سازد اما هنگام بلاء دينداران واقعي(دَيّانون) بسيار کم اند.»
اين شخصيت با بصيرت وقتي دريافت که نا اهلان و نامحرمان قديم و جديد- دشمنان قديم و دوستان جديد- امروز در يک خاکريز سياسي قرار گرفته اند و چشم طمع به تصاحب بالاترين مسند اجرايي اين مملکت امام زمان(عج) دوخته اند، با يک عمليات استشهاد سياسي، هم خود در آزمون بزرگ حماسه سياسي 92 به قبولي نائل آمد و هم راه را به کساني که خود را سرباز و رزمنده و خادم و فدايي نظام و ولايت معرفي مي کنند، نشان داد.
 
عالم محضر خدا و شاهدان تعيين شده از طرف اوست، و ما امروز در منظر و مرآي مبارک امام زمان(عجل الله فرجه)، امام راحل عظيم الشأن و شهداي عالي مقام هستيم و فردا در پيشگاه آنان بايد پاسخگويي امانت سنگيني باشيم که تحقق آن آرزوي انبياء و اوصياء الهي بوده است. نظام اسلامي ما همان منّت ويژه و امانت بزرگ الهي است که حفظ و اعتلاء آن مقدم بر تمام منافع و مصالح فردي و گروهي است و مهم ترين و اصلي ترين پيام کناره گيري «حداد عادل» همين حقيقت است.
اين چند خط، نه مجيز گويي شخص است، و نه تقديري از جنس تقدير مصادره به مطلوب برخي که اين کنار گيري را به نفع خويش پنداشته اند بلکه تنها اتمام حجتي است براي نامزدهاي اصول گرا که چرا اينگونه ايد؟
 «آنها در يارى كردن باطل خود، وحدت دارند، و شما در دفاع از حق متفرّقيد! شما امام خود را در حق نافرمانى كرده و آنها امام خود را در باطل فرمانبردارند!»( ...بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إِمَامَكُمْ فِي الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِل.(نهج البلاغه/خطبه25)) به افق بنگريد، «به صفوف پايانى لشكر دشمن، از فراوانى دشمن نترسيد، و بدانيد كه پيروزى از سوى خداى سبحان است.»(... ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَه‏»(نهج البلاغه/خطبه11)).