سه شنبه, 26 تیر 1397
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
141
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
108944

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

کداميک؟وفات يا شهادت پيامبر اکرم (ص)


بسم الله الرحمن الرحيم
کداميک؟وفات يا شهادت پيامبر اکرم (ص)

در تاريخ پر فراز و نشيب صدر اسلام که از آفات تحريف در طول زمان در امان نمانده است مسئله اي که در هنگام ماه صفر هميشه ذهن ها را به خود معطوف مي کند، وفات يا شهادت نبي مکرم اسلام  حضرت محمد مصطفي (ص) است .
آن چيز که از اکثر تاريخ نگاران نقل شده است آن است که علت وفات پيامبر مسموم شدن توسط زن يهودي در جنگ خيبر است که آن هم در سال 7 هجرت ،در حالي که پيامبر در سال 11 هجرت از دنيا رفتند .
در همين متون آمده است که در جنگ خيبر پيامبر و بشر بن براء معرور  در خانه زني يهودي به نام زينب  در حال خوردن گوشتي بودند که ان را مسموم کرده بود پيامبر از مسموم بودن گوشت آگاه شد و لقمه را از دهان خود خارج کرد ولي بشر بن براء به خوردن ادامه داده و بعد از مدت کوتاهي در گذشت .
در نقد اين متن بايد نوشت که
اولا اگر از اختلاف زماني فاحش از دنيا رفتن و مسموم شدن پيامبر بگذريم ، اگر پيامبر به دست زن يهودي مسموم شده باشد اين خود گواهي از شهادت است .مگر در تعريف شهيد ما چه مي گوييم ؟ مردن در راه خدا به دست دشمن ، پس پيامبر که تمام عمرش را در راه خدا گذرانده و به دست زن يهودي که طبق نص صريح قران يهوديان از بزرگترين دشمنان مسلمانان هستند اين خود دليل روشني بر صحيح بودن ادعاي شهادت است .
دوم چه طور ممکن است در دنياي آن روز از زمان مسموميت يک فرد تا وفات او قريب به 4 سال بگذرد ؟ از طرفي پيامبر رحمه اللعاليمن است چگونه يار و دوست خود را از مسموم بودن آن غذا اگاه نکرده است ؟؟؟


اين ها بخشي از رد اين مدعا است که پيامبر به دست زن يهودي مسموم شده است که اگر چنين بود باز هم پيامبر به شهادت رسيده بودند .
در  طرف ديگر روايتي است که از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است که فرمود: هيچ پيامبر و وصي پيامبري نيست الّا اينکه به شهادت مي رسد. يعني در راه خدا کشته خواهد شد. شيخ عباس قمي در کتاب منتهي الامال روايتي در همين مضمون از امام صادق(عليه السلام) نقل مي کنند و تصريح مي کنند که روايت صحيحه است.  در اين روايت که از کتب و محدثين معتبري نقل شده است گوياي به شهادت رسيدن پيامبر است نه مرگ طبيعي ايشان  که اين خود اثباتي بر اين مدعا است .
در واقعه غدير  نقل ها حاکي است که پيامبر صراحتا به مردم گفته بود که چند صباحي ديگر از ميانشان خواهد رفت  پس نتيجه مي گيريم با توجه به عصمت پيامبر و امکان وحي پيامبر از مرگ خود آگاه بوده است ، اما نکته مهم اين است که  سير تغيير و تحول زندگا ني پيامبر  در سال اخر به سرعت تغيير کرد و چگونه به يک بار پيامبر در بستر بيماري افتاده و رحلت فرمودند ،در حالي که در ان روز گار زمان چنداني از عمر مبارکشان نگذشته بود ؟ پس نمي توان به راحتي قبول کرد اين مرد الهي که وجودش سراسر رحمه براي عالميان است به مرگ طبيعي از دنيا رفته باشد .

 با توجه به  اين که تمام شواهد و قرائن دال بر اين است که پيامبر به مرگ طبيعي از دنيا نرفته  ،و همين طور رد عامل مسمويت در شهادت ايشان  باز هم به يک نقطه ي تاريک ديگر در تاريخ صدر اسلام مي رسيم که چه عاملي سبب شده است پيامبر به يک باره وفات يابند ؟؟؟
امکان اين فرضيه هست جريان منافقي که از ابتداي بعثت در صدد حذف فيزيکي و ترور پيامبر بوده اند در سال هاي اخر عمر ايشان با توجه به وقايع سياسي که در خانه پيامبر اتفاق افتاد نفوذ کرده و ايشان را به طور مرموذي  به شهادت برسانند زيرا تاريخ نشان مي دهد که از ماجراي شب ليله المبيت  گرفته تا رم دادن شتر ايشان در جنگ تبوک و تا ترور نافرجام ايشان در واقع غدير  منافقان طرح ترور پيامبر را در سر داشتن و نکته مهم اين است که چرا پيامبر در واقعه  غدير ان چند منافق را کيفر نداده اند ؟؟؟
عقيده نگارنده بر اين است که در به شهادت رسيدن پيامبر شکي نيست ،ولي عامل شهادت ايشان در ها له اي از ابهام است که آيا ايشان با مسموميت به شهادت رسيدند و يا وقايع مهم سال اخر عمر ايشان به خصوص بعضي از حواشي مهم اطرافيان پيامبر که در کتب زيادي نقل شده است در به شهادت رساندن ايشان نقش داشته اند.
الله اعلم
والسلام .