چهارشنبه, 22 آذر 1396
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
33
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
97498

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

وقتی انگلیس ضرر می کند

سلام
مقدمه :
پس از لغو قرار داد دارسي توسط رضا خان و امضاي محرمانه قرار داد گس-گلشائيان که بار ديگر مهر تاراجي برنفت ،اين ثروت ملي بود اندک نمايندگان ملي گرا و جبهه مذهبيون دست اعتراض زده اند اما راه به جايي نبردند ، شاه هم براي عوض کردن صحنه بازي و براي ارامش فضاي به وجود امده رزم ارا را به نخست وزيري برگزيد .
نخست وزيري رزم ارا :
سر لشکر رزم ارا که نخست وزير پيشنهادي انگليس بود باعث شد تا اتحاد ملي گراها و مذهبيون بيشتر شود و مي دانست در صورت ارائه قراداد الحاقي و راي نياوردن ان باعث حساسيت افکار عمومي مي شود بنابر اين دست به حربه اي ديگر زد .
در همين هنگام نمايندگان ملي گرا طرح ملي شدن صنعت نفت را به مجلس ارائه کردند که به دليل فشار رزم ارا اين طرح راي نياورد ، از طرفي رزم ارا براي جلوگيري از ملي شدن صنعت نفت به طرو محرمانه با انگليس وارد مذاکره شد و با زيرکي به جاي طرح قرارداد الحاقي که ديگر سوخته بود قراردادي شبيه به قرارداد شرکتي نفتي ارامکو امريکا با عربستان را که متضمن منافع انگليسي ها بود به مجلس ارائه کرد و با تحديد و فشار بر نمايندگان ان را تصويب کرد .
همچنين براي تضعيف روحيه ملي و انحراف اذهان عمومي گفت ايراني ها نمي توانند يک کارخانه سيمان را اداره کنند چه رسد به صنعت نفت ؟! و گفت ملي کردن صنعت نفت خيانت به کشور است !!!
سرانجام پس از جلسه مذهبيون به رياست ايت الله کاشاني  و ملي گرا به رهبري دکتر مصدق  تصميم گرفته شد با از ميان رفتن رزم ارا نفت ملي مي شود لذا خليل طهماسبي که از اعضاي فدائيان اسلام بود با ترور رزم ارا راه را براي ملي شدن صنعت نفت باز کرد .
پيامد هاي ترور رزم ارا و ملي شدن صنعت نفت :
با ترور رزم ارا ، انگليس که مهره ي قدرتمندي را از دست داده بود ،کشته شدن رزم ارا را يک فاجعه ناميد و سهام شرکت نفتي انگليس به شدت افت کرد .انگليس  در پي ان بود تا با روي کار امدن شخصي ديگر جلوي ملي شدن صنعت نفت را بگيرد اما وقايع انچنان به سرعت گذشت که عملا انگليس از صحنه جا ماند و نتوانست نقشه هاي خود را اجرا کند.
انگليس به چند دليل مخالف سر سخت ملي شدن صنعت نفت بود زيرا
1.    شرکت هاي نفتي سرمايه گذاري هاي بسيار را در مناطق نفت خيز ايران انجام داده بودند و نمي خواستند ان ها را از دست بدهند .
2.    هزينه تهيه و انتقال نفت در ايران براي انگليس بسيار ارزان بود و انگليسي ها هم در قبال استخراج نفت از ايران پول چنداني را به دولت ايران پرداخت نمي کردند و از اين راه سود هنگفتي به جيب مي زدند و نمي خواستند اين موقعيت استراتژيک را به هيچ وجه از دست بدهد ،زيرا که اقتصاد ان زمان عملا با استخراج نفت و هزينه هاي توليد ان  رابطه ي مستقيم داشت .
3.    پس از شعله ور شدن جنگ هاي جهاني اول و دوم و اهمييت نفت و گازوئيل و ايفاي نقش مهم نفت ايران در پيروزي متفقين در جنگ  انگليس با در نظر گرفتن جنگ هاي احتمالي هيچ گاه نمي خواست چاه هاي نفت ايران را در اختيار کس ديگر قرار دهد و از طرفي کشيده شدن خط اهن مورد نظر انگليس کار را براي انتقال نفت از شما به جنوب ايران براي مقاصد بعدي بسيار مفيد مي کرد ، از طرفي موقعيت فوق العاده استراژيک ايران و چاه هاي نفت ان براي انگليس بسيار حائذ اهمييت بود زيرا انگليس براي کنترل هند بزرگترين مستعمره خود نياز به نفت داشت که اسان تر و نزديک تر به هند باشد و چه جايي بهتر از ايران .
4.    حضور مستشاران انگليس به بهانه نفت ايراد در کشور مسير ورود به همه ديگرجوانب کشور اعم از بهربرداري از معادن و منابع بيشتر ايران و وادادگي بيشتر دولت ايران به بريتانيا را افزايش مي داد .

همه اين عواملي که بر شمرده شد اندک منافعي بود که انگليس در ايران داشت و با ملي شدن صنعت نفت از دست دولت بريتانيا خارج مي شد و ضربات سنگين و جبران ناپذيري را به اين کشور وارد مي کرد و براي همين بود که انگليس تمام تلاش خود را براي عدم استقلال نفت و خود شکور ايران به کار مي بست تا منافع خود را در ايران حفظ کند
وسلام و عليکم و الرحمته الله و برکاته