سه شنبه, 26 تیر 1397
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
141
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
108925

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

بازي انگليسي

مقدمه :
از امدن اخرين دين الهي نزديک به 1400 سال مي گذرد ، ديني که در عين صلابت و قدرت با داشتن انسجام دروني فوق العاده و جهان شمول بودن بي نظير خود ايينه تمام نماي اديان الهي است که خداوند در بزرگترين معجزه پيامبر خاتم (ص) يعني قران فرمود : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام (ال عمران 19 ) .
با امدن دين مبين اسلام جن و انس و فرزندان خلف انان در ائيين يهود و نصارا کمر همت بسته تا اسلام را همانند ائيين موسي و عيسي به انحراف و تحريف بکشانند و کارشان را در همان سال هاي حضور پيامبر ،در ماجراي مباهله شروع کردند و خداوند هم پيش داستانه در قران فرمود يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ  (مائده 51) يهود و نصارا به دوستي خود نگيريد  .
ماجراي نبرد جريان حق و باطل که از ابتداي هبوط ادم به وجود امد و تاکنون نيز ادامه دارد با امدن دين اسلام شدت بيشتري گرفت ، در اين ميان گاهي جبه حق پيروز مي شد و گاهي جبه ي باطل . اما فرزندان خلف شيطان يعني دول روس و بخصوص انگليس براي ايجاد بدعت و وارد کردن اخرين ضربه کاري بر پيکره اسلام طرحي را که حاصل کار بزرگاني همچون سر همسفر بود را در دستور کار قرار دادند و ان طرح اين بود ايجاد اديان و عرفان هاي نوظهور غير الهي براي ايجاد انحراف در اديان الهي که نتيجه اش به وجود امدن بهائيت در تشيع و وهابيت در تسنن بود

در مورد ائيين بهائيت در پرونده ويژه شماره 1 به تفضيل صحبت شد اما مختصر توضيحاتي داده مي شود:


بعد از تير باران علي محمد  باب بدست با کفايت امير کبير حسينعلي نوري مشهور به بهاء الله  رهبري فرقه ضاله بهائيت را بر عهده گرفت ، پس از او پسر ارشد او عباس ملقب به افندي پس از کشمکش هاي بسيار با برادر خود رهبري اين فرقه را بر عهده گرفت . بايد گفت عباس افندي ملقب به  عبد البهاء  سومين شخصيت محوري فرقه بهائيت و به نوعي تثبيت کننده جايگاه اين فرقه در دوران 19 ساله رهبري خود بود .  او با سفر هاي خود و با کمک انگليس توانست سازماندهي مناسبي به بهائيت بدهد و تشکيلاتي سازماني براي اين فرقه ايجاد کند و به نوعي بنيان فکري و تئوري بهائيت را فراهم کرد ، بعد از تبعيد هاي متعددش از جمله در ترکيه به شهر عکا در فلسطين رفت و دستور داد جسد پدر خود حسينعلي را نيز به انجا منتقل کنند و انجا را مرکز بهائيان در جهان قرار داد . شايد بناي فعلي شهر حيفا در اسرائيل  روي اين شهر بنا  شده باشد . که اين را عباس افندي مديون انگليسي ها و فرمانده نظامي بخش فلسطين ان است که انگليسي ها هم به پاس خدمات او ، عنوان شواليه و لقب (سر) به او اعطا کردند .
پس از عباس افندي نوه دختري او شوقي افندي رهبري بخشي از جامعه بهائيان اسيا و امريکا را بدست گرفت زيرا عده اي از بهائيان اروپا که ملقب به بهائي پروتستان هستند ولايت چارلز ميس ريمي را پذيرفتند که اين خود گواه پدر خواندگي انگليسي ها ست !
شجره نامه افراد سرشناس بهائي ها را که بررسي بکنيم پس از عباس افندي و شوقي افندي و ... به فردي به نام  محمود رضا عباس ميرزا مي رسيم که نام فعلي و امروزي اين فرد محمود عباس مشهور به ابومازن  رئيس تشکيلات خود گردان فلسطين مي باشد . شايد اين اتفاق باور نکردني باشد که با هم به بررسي دلايل ان مي پردازيم .
محمود عباس :
محمود عباس معروف به ابومازن در ?? مارس ????، در شهر صفد فلسطين که تحت قيموميت انگليس قرار داشت به دنيا آمد . پدر وي فردي تجارت پيشه بود که با قبائل بدوي اطراف شهر روزگار مي گذراند و با آغاز  ورود به پايه هفتم تحصيلات و شکل گيري دولت نامشروع رژيم صهيونيستي در  سال 1948 مجبور شد به همراه خانوادهاش راهي سوريه شود.
عبدالقادر ياسين در روزنامه «الاسبوع العربي»، چاپ قاهره در تاريخ 13/1/2000 اولين فردي بود که ادعا کرد محمود عباس يک بهائي ايراني الاصل است . سرلشکر ستاد مصر «صلاح‌الدين سليم» که اکنون در دوران بازنشستگي با نام مشاور و کارشناس با دو مؤسسه «مرکز ملي مطالعات خاورميانه» و «مرکز مطالعات عربي» در قاهره همکاري دارد، گفتار عبدالقادر ياسين را تأييد مي‌کند.
تاکنون مدارک مستدل و محکمي مبني بر ايراني بودن محمود عباس وجود ندارد و لي پرسش هاي بسيار جدي وجود دارد که تاکنون تاريخ به ان جواب روشني نداده است :
1ـ نام کامل او محمو‌درضا عباس ميرزاست؛ ترکيب دو نام «رضا» و «عباس» در خانواده‌هاي فلسطيني اصلا رايج نيست و عمدتا در خانواده‌هايي به کارمي‌رود که داراي ريشه فارسي هستند.

2ـ نام فاميلي ميرزا نيز در بين عرب‌ها و به ويژه فلسطيني‌ها اصلا رايج نيست، بلکه نامي تقريبا صددرصد ايراني به شمار مي‌رود.

3ـ نام ميرزا به رغم آن که معاني خاصي در بين ايراني‌ها دارد، اما در بين بهايي‌هاي ايراني نيز مرسوم بوده که از نام «بهاء»، عباس ميرزا گرفته مي‌شده است. از همين رو، آنهايي که محمود‌عباس را بهايي مي‌دانند، بر اين باورند که نام او (ميرزا ) از مؤسس فرقه بهاييت و نام عباس از عباس افندي متوفاي 1921 در فلسطين گرفته شده که يکي از عناصر کارساز بهاييان در فلسطين شمرده مي‌شد.

4ـ بهايياني که از ايران رفته و در فلسطين مستقر شده‌اند، عمدتا در شهرهاي حيفا (که در نزد بهاييان مقدس است) و صفد استقرار يافته‌اند و محمود عباس (ابومازن) خود متولد صفد است.
اين ها تعدادي از دلايلي ايراني بودن ابومازن است که نمي توان به راحتي از کنار ان ها گذشت ، از طرفي پر واضح است که  ميان تمامي جنبش هاي فلسطيني و محمود عباس تفاوت فکري و اصولي بسياري وجود دارد و موضع گيري هاي او عليه مقاومت و انتفاضه فلسطين و امتيازات بيشمار او در مذاکرات سازش با اسرائيل گوياي اين موضوع مي باشد . مواضع  جانبدارانه رئيس تشکيلات خودگردان در برابر اسرائيل و کشور هاي نظير امريکا و انگليس و همچنين عدم  قرار گيري نام او در ليست ترور موساد معماهاي بسياري را در باره ي هويت و ماهيت اصلي اين فرد مرموز بر جاي گذاشته است .  هرچند که نمي توان به طور قطع و يقين گفت که ابومازن ايراني و بهائي است اما نمي توان با قاطعيت اين ادعا را رد کرد اما با توجه به موقعيت استراتژيک اسرائيل و نقش  محمود عباس اگر اثبات شود که او ايراني است به يقين مي توان گفت که او يک بهائي است و باز هم بوي انگليس و مخصوصا عوامل پشت پرده وزارت خارجه ان در اين طرح و نقشه چه در سکنا گزيدن بهائي ها و چه  در استقرار دولت اسرائيل به مشام مي رسد .

بنيامين نتانياهو :
نخست وزير فعلي اسرائيل و جاني درجه يک جهان بنا بر برخي از گفته ها يک ايراني يهودي بوده است . بنا بر برخي از گفته هاي شاهدان عيني و هم کلاسي هاي او نام اصلي اين فرد شاهرخ و فاميلي او خشنود بوده و نام يهودي وي آبراهام بوده است و ساکن شمشير گر محله (محله يهودي نيشن بابل) مي باشد . در گذشته شهر بابل جمعيت يهودي نسبتا بالايي داشته و برخي از شاهدان از حضور و اشنايي با او سخن مي گويند . مدارک تحصيلي نتانياهو در مدرسه بدر بابل موجود مي باشد و عده اي از کهن سالان بابل شهادت داده که اورا مي شناند و با او هم کلاس بوده اند . باور اين قضيه سخت است اما هنوز عمه اين جاني بزرگ در محله يهودي نشين بابل ساکن مي باشد . منزل مسکوني او طبق گفته اهل محل تا چند سال پيش قبل از تصاحب شهرداري پا برجا بوده و عکس هايي از او نزد برخي از هم سالانش مي باشد که مي تواند مدرکي معتبر در مورد هويت اصلي اين فرد باشد .
انچه که مسلم است به دليل شخصيت بنيامين نتانياهو و ماهيت اسرائيل و جمهوري اسلامي يقينا به طور رسمي پژوهشي نخواهد شد يا مدارک تحصلي و شخصي او توسط آموزش و پرورش و ثبت احوال منتشر نخواهد شد و همکلاسي هاي او هم مدارک و عکس هاي خود را بنا به دلايل متعدد منتشر نخواهند کرد اما تاييد جمع کسيري از افراد معتمد شهر تاريخي بابل اين فرد يهودي ايراني الاصل مي باشد که تا سال 1337 شمسي در ايران زندگي کرده است .
از طرفي فراموش نکنيم با توجه به اثبات شدن ايراني بودن موشه کاتسو هشتمين رئيس جمهور اسرائيل که اصليتي يزدي و معروف به موسي قصاب بوده است و همينطور شائول موفاز که نام اصلي وي شهرام مفضض کار بوده و متولد تهران و اصليتي اصفهاني دارد نمي توان اين ادعا را نيز به راحتي رد کرد ، از طرفي بنا به دلايل گفته شده نمي توان گفت که ايا اين ادعا روزي اثبات خواهد شد يا خير .
با توجه به اين که ايراني ها در اخر الزمان نقش هاي بسيار کليدي دارند و شايد به نوعي ترسيم کننده چينش جهاني حکومت عدالت الهي در اخر الزمان باشند جبه باطل به مرکزيت انگليس که بعد از قرون وسطا به طور شگفت انگيزي اين مسئوليت را به بهترين شکل ممکن انجام داده است با مطالعات گسترده و ايجاد تئوري هاي کار ساز براي جلو گيري از اين امر الهي يعني استقرار حکومت عدل الهي در زمين ، مي خواهد به دست ايراني ها چينش شيطاني اخر الزماني خود را پياده کند که ايجاد فرقه بهائيت در تشيع و وهابيت در تسنن و ايجاد کشور جعلي اسرائيل در فلسطين ان هم به دليل افسانه هولوکا ست و ... از دلايل محکم  صحت اين ادعا مي باشد .
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ
و ما در زبور پس از تورات نوشته ايم که اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد  

پايان .