شنبه, 28 بهمن 1396
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
44
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
100247

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

عدم وجود ولی فقیه در راس جامعه اسلامی =انحراف در انقلاب

  ولایت فقیه نظریه ایست در فقه حکومتی که به طور جدی توسط حضرت ایت الله روح الله موسوی خمینی در عراق پایه گذاری گردید بر طبق این نظر در جامعه اسلامی می بایست شخصی فقیه در همه علوم در راس حکومت قرار گرفته تا حکومت اسلامی تشکیل و راه سعادت را طی کند .

امام خمینی در کتاب خود (ولایت فقیه و جهاد اکبر)با در نظر گرفتن تمام جوانب به بررسی و اثبات فلسفی و فقهی این نظریه پرداخته و از ان به عنوان کلید رسیدن به جامعه اسلامی نام برده است .امام خمینی که خود از مراجع بزرگ تقلید زمان خود بود با بهره گیری از این اصل رهبری قیام مردم ایران را بر عهده گرفته و بعد از 15 سال مدیریت مدبرانه و هوشمند انقلاب اسلامی ایران را به بار نشاند و رهبری ان را بر عهده گرفت.

اکنون که سی و اندی سال از پیروزی انقلاب می گذرد این انقلاب بدون ذره ای انحراف از ارمان ها و ارزش های بنیادین خود با تمام توان به سوی هدف خود یعنی عدالت گستری و یاری مظلومان و اماده سازی بستر جهان برای ظهور منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر( ارواحنا لتراب مقدمه فدا ء) تلاش می کند.اکنون که از گوشه و کنار این کشور بعضی ها (چه عوام وچه متاسفانه خواص) حرف هایی می زنند که بسیار جای تامل دارد ، امروزه بعضی ها دانسته یا ندانسته با منافقین و مخالفین اصل نظام که از اول پیروزی نهضت مخالف اصل ولایت فقیه در قانون اساسی بودند هم نوا شده و وجود مقام ولایت فقیه را بی فایده و یا حتی مانع رسیدن انقلاب به اهداف خود می دانند و عده ای هم صحبت از انحراف و بن بست در انقلاب می کنند،همان هایی که از مبارزین این انقلاب بودند امروزه با بروز برخی از مشکلات اقتصادی و سیاسی در پازل دشمن بازی می کنند.

 این مقاله سعی دارد تا با استناد عینی و تاریخی  ، به اهمیت ولایت فقیه و مشکلات عدم وجود ان به پردازد.  

 پس از ماجرای تنباکو و فتوای میرزای شیرازی استعمار گران پیر به خصوص انگلیس به قدرت نفوذ علما در بین مردم پی برده و تمام سعی خود را بر انحراف علما یا ،کاستن از اعتبار ان ها می کرد .استبداد دستگاه حاکم بر کشور و عدم وجود عدالت در کشور و پایبند نبودن حکام وقت بر ارزش های اسلامی علما را به واکنش وا داشت و مثل سنوات گذشته مردم هم  همنوا با علما و به نشانه حمایت از انان به صحنه امده و با اعتراض و اعتصاب از علما حمایت کردند .سرکوب دستگاه حاکم نتوانست مردم را وادار به پذیرش ظلم کند و بالاخره با مقاومت مردم و علمایی چون شیخ فضل الله نوری ،ایت الله بهبهانی و طباطبایی نهضتی که مشروطه نام گرفته بود پیروز شد و مردم به حقوق اولیه خود یعنی داشتن عدلیه ،توجه به موازین شرعی و مجلس شورای ملی دست یافتند.

 

پس از تصویب اولیه قانون اساسی و امضای مظفر الدین شاه نمایندگان مردم انتخاب شدند و اکثریت مجلس در دست دو گروه بود که یکی از ان ها دمکرات ها به رهبری نمایندگانی چون تقی زاده ،تیمور تاش و.... و حزب اعتدالیون به رهبری علمایی چون ایت الله بهبهانی و طباطبایی وغیره . شیخ فضل الله نوری که از رهبران و علمای برجسته نهضت مشروطه بود، طرحی به مجلس داد که براساس ان تمام مصوبات مجلس باید توسط 6 تن از علمای دین از لحاظ شرع مقدس بررسی شود و با مشروطه ای که امثال تقی زاده ها در ذهن خود می ساختند مخالف بود ایشان می گفتند که مشروطه باید مشرعه باشد ولا غیر .اما این لایحه به تصویب مجلس نرسید و ایت الله نوری از مشروطه کنار رفت .

 با به توپ بستن مجلس و ایجاد استبداد صغیر برای مدتی در کشور فضای سرکوب به وجود امد اما دیری نپایید با مبارزه مشروطه خواهان به خصوص ستار خان و باقر خان ،محمد علی شاه بر کنار و بار دیگر مجلس شورای ملی تشکیل شد و متاسفانه همه مخالفان حقیقی مشروطه بر سر حکومت برگشته و دلسوزان ایران و دین مردم به انزوا و یا سرکوب شدند که تلخ ترین ان اعدام شیخ فضل الله نوری با دسیسه چینی امثال میرزا ملکم خان ارمنی بود.چگونه می توان باور کرد کسی که خود جزء رهبران اصلی مشروطه بودند به دلایل واهی مانند مخالفت با مشروطه اعدام گشته و مردم حرکتی نکردند. ایت الله نوری کسی بود که به خاطر حفظ جان خود حاضر به پناهندگی به روس و انگلیس نشد و مردن با ازادگی را به مردن با ذلت ترجیح داد .

 اما انانی که با مشروطه مشروعه مخالفت کردند در روزگار سختی و تهاجم در جنگ جهانی اول چه کردند جز این که بدون هیچ مقاومتی خاک وطن را به پناهندگی روس و انگلیس فروختند ،ان روزی که امثال رضا خان در راس حکومت این کشور قرار گرفت چه کسی یا کسانی با ان مخالفت کردند ،ایا امضای قرار داد های ننگین نفت به انگلیس با واسطه گری نمایندگان مجلس صورت نمی گرفت .ایا نمایندگان از حق حاکمیت کشور در جنگ جهانی دوم دفاع کردند ؟ایا کسی جز نمایندگان مجلس مقصر جدایی بحرین از ایران هستند و پرسش های بسیار از نظام و سلطنت مشروطه ایران ؟

 این ها اندکی از کارنامه نظام مشروطه ای است که مردم پایه گذار ان بودند ولی راس حکومت همچنان سلطنتی و دیکتاتور گونه بود .ایا مردم با انقلاب مشروطه به اهداف خود رسیدند یا از ان منحرف شدند؟حقیقتا مردم به کدام یک از اهداف خود رسیدند ایا روی کار امدن دیکتاتوری مثل رضا خان پهلوی ان ها را به اهداف انان رساند؟ایا به عدالتی که می خواستند رسیدند ؟گفتم و باز هم می گویم از این ایاها بسیار زیاد است و ما فقط به اندکی از انان اشاره می کنیم .

 حال خود را به دالان تاریخ سپرده و چند سال جلو تر می اییم به سال 1357 باز هم ندایی مردم را به صحنه اورد و باز هم مردم علیه حکومت استبدادی شاهنشاهی  قیام کردند و باز هم یکی از علمای بزرگ زمان رهبری امت را بر عهده گرفت و بعد از 15 سال انقلاب مردم به بار نشست.اما این انقلاب با انقلاب مشروطه تفاوت هایی داشت ،اول انکه حاکمان نظام سلطنتی هیچ گاه به دستگاه حکومتی انقلاب راه نیافتند و مهمترین ان حضور یک عالم دینی در راس حکومت بود که خود خواستگاه قیام به شمار می رفت .

 حال بنشینید و خودتان قضاوت کنید بین خود و خدای خود که ایا ما در انقلاب اسلامی به اهداف خود نرسیده ایم ؟با کمیت و کیفیت دست اورد ها کاری نیست چون بالاخره هر حکومتی نقاط ضعف و قوتی دارد. ایا ما به استقلال واقعی نرسیده ایم ؟ایا ما از بند مستکبران رها نشدیم ؟ایا نتوانستیم روی پای خود بایستیم؟ایا موفقیتی در فقر زدایی و برچیدن حلبی اباد ها نداشتیم ؟ایا به بالندگی علمی نرسیدیم ؟ایا نتوانستیم عدالت را در حد توان و وسع خود در کشور برقرار کنیم و نتوانستیم محرومیت زدایی کنیم و ....  .

 اصلی ترین تفاوت این انقلاب اسلامی ایران با مشروطه در راس هرم حکومتی ان است انجایی که ما سلطنت را مشروطه کردیم و در انقلاب اسلامی اصل سلطنت و خودکامگی را برچیدیم .انقلاب مشروطه از زمان اعدام شیخ فضل الله نوری که خود انحرافی بزرگ بود دچار انحطاط شده و ارزش های خود را زیر پا گذاشت و دست مایه حکومت خودکامگان و بازیچه ی دست استعمارگران شد ،اما ایا انقلاب اسلامی ایران ذره ای از ارمان ها و ارزش های خود با وجود فردی به نام ولایت فقیه در راس حکومت منحرف یا به انحطاط کشیده شده است ؟ عادلانه و بدون هیچ قضاوتی دست اورد های انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی را بررسی کرده و نتیجه بگیرید ،نتیجه گیری را بر عهده ی شما می گذاریم تا خودتان قضاوت کنید تا ببینید که ایا انقلابی که کردیم و نظامی که در ان استوار است به حق است یا خیر تا باشد افردای که در خواب هستند و یا خود را به خواب زده اند بیدار شوند و نشود انچه که در دریای جوشان دشت کربلا اتفاق افتاد و خورشید بر سر نیزه رفت .

 والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته