چهارشنبه, 22 آذر 1396
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
33
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
97505

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

کداميک؟وفات يا شهادت پيامبر اکرم (ص)


بسم الله الرحمن الرحيم
کداميک؟وفات يا شهادت پيامبر اکرم (ص)

در تاريخ پر فراز و نشيب صدر اسلام که از آفات تحريف در طول زمان در امان نمانده است مسئله اي که در هنگام ماه صفر هميشه ذهن ها را به خود معطوف مي کند، وفات يا شهادت نبي مکرم اسلام  حضرت محمد مصطفي (ص) است .
آن چيز که از اکثر تاريخ نگاران نقل شده است آن است که علت وفات پيامبر مسموم شدن توسط زن يهودي در جنگ خيبر است که آن هم در سال 7 هجرت ،در حالي که پيامبر در سال 11 هجرت از دنيا رفتند .
در همين متون آمده است که در جنگ خيبر پيامبر و بشر بن براء معرور  در خانه زني يهودي به نام زينب  در حال خوردن گوشتي بودند که ان را مسموم کرده بود پيامبر از مسموم بودن گوشت آگاه شد و لقمه را از دهان خود خارج کرد ولي بشر بن براء به خوردن ادامه داده و بعد از مدت کوتاهي در گذشت .
در نقد اين متن بايد نوشت که
اولا اگر از اختلاف زماني فاحش از دنيا رفتن و مسموم شدن پيامبر بگذريم ، اگر پيامبر به دست زن يهودي مسموم شده باشد اين خود گواهي از شهادت است .مگر در تعريف شهيد ما چه مي گوييم ؟ مردن در راه خدا به دست دشمن ، پس پيامبر که تمام عمرش را در راه خدا گذرانده و به دست زن يهودي که طبق نص صريح قران يهوديان از بزرگترين دشمنان مسلمانان هستند اين خود دليل روشني بر صحيح بودن ادعاي شهادت است .
دوم چه طور ممکن است در دنياي آن روز از زمان مسموميت يک فرد تا وفات او قريب به 4 سال بگذرد ؟ از طرفي پيامبر رحمه اللعاليمن است چگونه يار و دوست خود را از مسموم بودن آن غذا اگاه نکرده است ؟؟؟

اي حــريم کعبه

 

 

 

 

 

 

 

 

   اي حــريم کعبه ، مُحــرم بر طواف کوي تـو من به گــرد کـعبـه مي گردم به يـاد روي تــو

گـــرچه بـر مُحـرم بـود بــوييدن گلهـا حــرام زنــده ام من اي گل زهــرا ز فيض بـــوي تـــو

اشک ها از هجر تو نم نم چو زمزم شد روان کي رسد اين تشنگان را قطره اي از جوي تو

شائق لقاييم و زائر حرم. بايد به قصد ديدار يار راهي ديار دوست شويم. پس بار سفر مي‏بنديم با کوله باري از عشق و رخت بر مي‏بنديم نه با دنيا، که از دنيا، و عازم مي‏شويم؛ براي آن‏که مَحرم حريمش شويم و مُحرم مي‏شويم. جامه محرمان راز مي‏پوشيم و دل را به معرفت عرفات مي‏بريم و غفران حق را مي‏طلبيم. در صلابت مَشعر آيات قيامت را به نظاره مي‏ايستيم و در مِنا آرزوهاي خود را از خدا مي‏طلبيم. سپس با سنگريزه‏هاي برائت، بت‏هاي درون و برون را رهي مي‏کنيم و مي‏کوشيم که به سمت صفاي دل و به سوي سعي در تقوا برويم و هميشه در پرتگاه‏هاي ترديد، هوس‏هاي پوچمان را قرباني کنيم. از آن جا روبه شهر يادگارهاي پيامبر مي‏نهيم تا زلال وحي را در بارگاه قدسي‏ترين انسان بجوييم و رنجِ غريبِ قربتِ بقيع را باور کنيم. مدينه ديار مظلوميت‏ها، مکّه سرزمين خاطره‏ها و حج سفر عشق است پس بايد آهنگ رفتن حضور طلبيد.در اين رفتن به حسين مي آويزم که حج او عرش را بيمود ه است و به قربانيهايي حسين مي آويزم که بروردگارم برتريشان داد

دست هاي چدني امريکايي در زير پوشش مخملين ان


سلام
سياست هاي ايلات متحده ،بعد از سال 1332 ايجاب مي کرد تا حضورش را در منطقه استراتژيک خاور ميانه بيش از پيش دوام بخشد ،بنابراين با ايجاد يک حکومت مطيع(مانند حکومت شاه در ايران) در منطقه و تجهيز ان کشور به پيشرفته ترين ادوات نظامي که براي امريکا نقش ژاندارم را در منطقه ايفا مي کرد توانست به اين هدف دست يابد و انقدر خود را در اين هدف موفق مي ديد که رئيس جمهور وقت ان جيمي کارتر ايران را جزيره ثبات خواند ،اما دست قدرت الهي در کمتر از يک سال اين جزيره ثبات را به کوهي اتش فشاني تبديل کرد که همه ي مقاصد انان را ذوب کرد .
بعد از پيروزي انقلاب ،امريکا هدفش را اين گونه تنظيم نمود که با نفوذ در افراد موثر سياسي انقلاب و دولت ،انقلاب مردمي ايران را به انحراف بکشاند و به همين دليل در اولين نيرنگ خود بعد از انقلاب ،با زمينه چيني سفارت امريکا مهندس بازرگان در الجزاير با هنري کيسينجر  ديدار کردکه بر اثر خباثت امريکا و خيانت دولت موقت ،ايلات متحده توانست با خدعه و نيرنگ تمامي توافقات نظامي ما بين ايران و امريکا که از جمله ان تحويل هواپيماي F-16)) به ايران بود را از طرف ايران لغو کرده و ضررهاي جبران ناپذير نظامي و بخصوص مالي را متحول کشور کردند .
بعد از تسخير لانه ي جاسوسي امريکا به دست دانشجويان پيرو خط امام ،ايالات متحده که در دشمني خود جريح تر شده بود ،با کمک هاي مالي فراوان به گروهک هاي جدايي طلب در صدد تجزيه کشور بود .اما ارتباط گروهک مجاهدين خلق با امريکا و کمک مالي –اطلاعاتي  به اين گروهک ، نمونه اي ديگر از خباثت هاي امريکا بود، زيرا منافقين با کشتن 17000 نفر از مردم ايران منفور ترين گروه در نزد مردم هستند .اما ايالات متحده پا را فراتر گذاشته و با نفوذ به حريم سرزمين ايران در صدد براندازي و پايان انقلاب بودند که به لطف الهي و ياري خداوند طوفان شن تمام هيمنه امريکا را نابود کردو کودتاي نظامي نوژه نيز با امداد غيبي و هوشياري مردم انقلابي و نيرو هاي انقلابي در نطفه خفه شد تا دشمني امريکا و نيرنگ هاي او بيش از پيش در نزد مردم اشکار شود .
با شروع جنگ تحميلي ديگر بر کسي پوشيده نبود که ان کشوري که چراغ سبز به اين تجاوز نشان داده است خود امريکا ست و بعد ها با حضور اواکس ها و موشک هاي هارپند امريکاي خود گواهي بر اين مدعا بود، در سال 65 ريگان و تيم امنيت ملي امريکا دست به خدعه اي ديگر زدند تا چهره ي ايران را در بين ملت ازادي خواه مخدوش نمايند  ،پروژه ي واتر گيت که بعد ها به ايران گيت مشهور شد ،مک فارلين نماينده رئيس جمهور امريکا که با گذرنامه جعلي وارد ايران شده بود وقصد داشت خود را دلال اسلحه جا بزند با هوشياري نيروهاي اصيل انقلاب و امام دست از پا دراز تر به امريکا بازگشت تا تراژدي شکست هاي روساي جمهور امريکا از امام خميني تکرار شود .اما تلخ ترين و ناجوانمردانه ترين حقه امريکا مربوط به هدف قرار دادن هواپيماي مسافر بري ايران در سال 67 است که هيچ گاه از ذهن ملت ايران پاک نخواهد شد ،امريکا با حضور مستقيم خود در سال هاي پاياني جنگ نشان داد که هرگز بي طرف نبوده و با انهدام اين هواپيما و با دادن مدال شجاعت به ان فرمانده ناجوانمرد ذات خبيث خود را اينبار نه به ايران بلکه به تمام جهانيان نشان داد .
در قضيه گروگان هاي امريکايي در لبنان دولت ايالات متحده تعهد داد که در صورت واسطه گري ايران ونشان دادن  حسن نيت ،امريکا نيز از خود حسن نيت نشان خواهد داد ،اما اينجاست که حافظ مي گويد :ذات بد نيکو نگردد انکه بنيادش بد است . امريکا بار ديگر چهره ي خبيث خود را نشان داد ،عليرغم تعهدات خود ايران واسطه شد و گروگان ها نجات پيدا کردند اما دولت امريکا اصلا به روي خود نيز نياورد ،هرچند ايران چند روز قبل از ازادي گروگان ها مي دانست که حسن نيتي وجود ندارد اما با خيانت بعضي عناصري که در ازادي گروگان هاي لانه جاسوسي نيز خيانت کردند اين فرصت از دست رفت و امريکا چند سال بعد حسن نيت خود را با توطئه و صدور حکم جلب براي رئيس جمهور وقت (ايت الله هاشمي) در قضاياي ميکونوس و اميا به مردم ايران نشان داد.
در تير ماه سال 78 چند روز گروهي فرصت طلب با سوءاستفاده از فضا دست به اغتشاش زدند.اما سالها بعد با حضور عوامل خودفروخته اين جريان در کنار رئيس جمهور امريکا  دست امريکايي ها بار ديگر نمايان گشت .
از هرچه بگذريم انقدر دليل و مدرک براي اثبات امريکايي بودن ماهييت فتنه سال 88 وجود دارد که حاجت به تفصيل کلام نيست ولي همين بس که رئيس جمهور امريکا خود شخصا از فتنه گران دفاع کرد که دست چدني دراز شده ي اوباما در زير دستکش مخملين ان را به همه ي مردم ما نشان داد و با هوشياري و صلابت رهبر انقلاب و مردم هر چند دير ولي بعد از 8 ماه در روز 9 دي به پايان رسيد تا ميخي ديگر بر تابوت نيرنگ هاي امريکا زده شود.
اما همين پارسال بود که با تحريم هاي به  اصطلاح فلج کننده خواستن حکومت ايران را به پاي ميز مذاکره بنشانند ،اما باز هم به اذن خداوند با تحريم دارو هاي خاص دست انان رو شد ،زيرا هميشه سردمداران امريکا در موقع تحريم اين جمله را تکرار مي کردند هدف تحريم مردم ايران نيستند .اما سئوال اينجاست که چه کساني با تحريم دارو اسيب مي بينند ؟حکومت يا مردم ؟

بالاخره ما بوديم و ديديم و فهميديم  که هنوز هم هستند مردماني که اب را مي بندند تا از انان امان نامه بخواهند ...

فداي لب تشنه ات يا حسين (ع)
والسلام وعليکم و الرحمه الله و البرکاته

پرستار کعبه

کربلا سير وسلوک بي سر است                                عرصه ي جولان تيغ حيدر است
سکه ي عرفان به نام کربلا ست                              معني انسان ،امام کربلا ست
قبله ي ما کربلاي غيرت است                                غيرت ما منتهاي حيرت است
عالم از نشئه ي باده ي محرم سرمست وحيران است .
محرّم ،محرّم راز دل بلاجويان وحريم مصفّاي اهل دل است .
محرم نقطه ي پرگار اهل ولا ،وعاشورا عرصه ي قيام تمام قامت سرو قامتان قبيله ي ايثار وپاک باختگي است که ابافضلش در آن روز پر بلا ،در صحنه ي کربلا آبروي آب را برد ومرگ در دستان از تن جدايش جان سپرد .        ژرفاي فاجعه آميز تابناک ترين حادثه ي عظيم عاشورا ،واوج جمال وجلال نهاني در آن واقعه ،چکيده ي معرفت الهي است به وسعت آفرينش که کربلا را در هستي خلقت ،به يک ماجراي حيرت انگيز مبدل ساخته است تاالهام  بخش وحرکت آفرين وتحول ساز در جوامع انساني ورمز دل طوفاني عاشورائيان شعورمند وعاشقان شيدايي خون خدا باشد.تشنه کامان جرعه نوش حريّت وشرف ،جان هاي درد آلود وخميده از جور وستم يزيديان ،معرفت جويان حقيــقي عالــم ،با ترنّم آيه آيه هاي عشق ،با شيون جانــسوز ني هاي به ماتم نشسته ي نيـنوا،در مکــتب «عين اليقين» مشغول کسب عبرت وغيرت اند ،وفرات فرزانگي وشريعه ي عشق را به جان پاسبان تا زرمداران و بو ذر ستيزان ،نيرنگ سازان ودغل بازان ،آن را به وادي انحراف نکشانند .
اي نيک ترين پرستار کعبه ي حق ،اي که خاک مشهدات را خداوند گار دل ،کعبه ي احرار قرار داد .اي مفتاح الفتوح مخزن الاسرار ،اي سردار بزرگ سربداران ،اي صيّاد دُرّ شهادت در بحر حريّت ،استاد منضبط مسند تقديس عشق، اقيانوس حکمت ،آيينه ي خلّاق نور«بسم الله »ناشر ومنشور صراط المستقيم ،اشرف عشّاق ،عرش آستان . ياحسين(ع)
اينک درياب ما را که سخت به تو نيازمنديم ودر غريبستان دهر ودر حصار قوم دغا گرفتار آمديم .اينک فرزندان وجرثومه هاي ظلمت آشنا وظالم پيشه ي اميّه ،اکبر ها وقاسم هاي عصر را در سرزمين اهل ولا آماج وحشيانه ترين ودهشتناک ترين حملات رسانه اي خود قرار داده اند تا مفهوم حسيني بودن وحسيني زيستن رااز ذهنيت عاشورا بانان بزدايند وفرهنگ عاشورايي را به تاراج ويغما ببرند .
لشکريان زاييده ي تزوير ودغل ،بازبچه شدگان دست هوي وهوس به سان وقاعده ي سال 61 هجري هم چون شامگاه غمگين وسنگين تاسوعا ،در انديشه ي به سستي کشاندن عاشقان قبيله ي قبله اند ،تا بار ديگر انديشه هاي سرخ وسبز را بر سر نيزه ها ي حقارت زنند ودر کوچه پس کوچه هاي وحشت زا وگرگ آباد به اسارت کشند . اينک لشکريان سعد ،در آن سوي تلّ در انديشه ي خلق عاشوراي ديگرند ودر اين سوي ،باده نوشان جام ولا، سرمست از هنگامه ي وصل به سرچشمه ي زلال حقيقت ريالمي طهورايي نماز عشق را تجربه مي کنند ،وفرهنگ عاشورا را که همان زير بناي عقيدتي و فکري ثار ا... حسين مظلوم «عليه السلام » وشهيدان هميشه جاويد کربلا است را پاس مي دارند و کلاس درس مکتب شهادت را هم چنان با شور وپر حرارت برپا مي کنند تا زيباترين درس وهنر زيستن يعني صحيفه ي سرخ شهادت را در قاموس حيات طاهران ودر دايره ي مغناطيس اساتيد ومعلمان در پرده نشين ملکوت ،عباس علمدار ،علي اکبر مه لقا ،قاسم بن الحسن وعلي اصغر (ع) فرا گيرند وتکليف گرايي را چه به صورت شهادت سر لوحه ي عمل خويش قرار دهند .
خداوندا ،اي صاحب خون حسين (ع) تو را به مظلوميت فرزند زهراي بتول وعلي (ع) اوّلين مظلوم تاريخ ،حسين بن علي وياران با وفايش که همه آبروي آبند ،به آن ها که دريا از شدّت تشنگي خود را تلف کرد .                   به حسيني که کلک عرفاني اش تعبير گر خلقت است ،به تيري که در ظهر عطش گلوگاه علي اصغر (ع) را به هم دوخت ،به آل الهي که زمين وهفت آسمان به آن ها گريستند ما را در انجام وظايف خود ياري فرما .  
و امّا « ياحسين »  زاده ي زهراي اطهر (ع) اي محيط هر محاط ،اي مرکز پرگار عشق ،اي که آغاز وپايانت در وصف نگنجد ،اي که از لب هاي مبارک غزل وصل جاري شد ،اي که «البلاءللولاء » معني اش را از خون سرخ تو گرفت ،اي که درياي شرف را با شور غيرت به تلاطم کشاندي ،اي که صوت قرآنت در بلنداي نيزه ،قدّوسيان را سرمست نمود ،اي که سينه ات همچون نيستان غريب آشناي صحراي تفديده ي نينوا پيکان پوش گشت :
بر ما تبسّم نما تا غنچه ي جان بخشت همچو لاله ي آتشين بشکفد ودل ما را سراسر در عشق تو بسوزاند وخورشيد عالم تاب عاشورا در دلمان جاويدان درخشد .                                                                     والسلام .                                                          
    

اگـر کـه پرچم عباس ، روی گنبد رفـت

 

اگر چه عشق هنوز از سرم نیفتاده
ولی مسـیر مـن و او به هم نیفتاده

به خواب سخت فرو رفته پای همت من
وگـرنـه اسـم کسـی از قـلـم نـیـفـتـاده

...به غیر، کار ندارم به خویش میگویم
چرا هنوز به ابرویت خم نیفتاده ؟!

بقیع شاهد زنده ، شبیه سامرا
که اتفاق از این دست کم نیفتاده

بماند اینکه به آن قوم رحم کرده حسین
هـنـوز سـفـره ی شـاه از کـرم نـیـفتاده

بماند اینکه چه خمپاره ها که آمده است
ولـی به حـُرمـت او در حـَرم نـیـفـتـاده

گذار پوست به دباغخانه می افتد
عرب هنوز به دست عجم نیفتاده

اگـر کـه پرچم عباس ، روی گنبد رفـت
سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده

3ساله خواست بگوید که دختر علیست
هـنـوز قـیـمـت تـیـغ دودم ، نـیـفـتـاده

زیر مجموعه ها