چهارشنبه, 22 آذر 1396
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
33
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
97503

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

یا حبیب الباکین

چشم وا کن احد آیینهء عبرت شد و رفت

 دشمن باخته بر جنگ مسلط شد و رفت

 آنکه انگیزه اش از جنگ غنیمت باشد

 با خبر نیست که طاعت به اطاعت باشد

داد و بیداد که در بطن طلا آهن بود

چه بگویم که غنیمت رکب دشمن بود

داد و بیداد برادر که برادر تنهاست

جنگ را وا مگذارید پیمبر تنهاست

 یک به یک در ملاء عام و نهانی رفتند

همه دنبال فلانی و فلانی رفتند

همه رفتند غمی نیست علی می ماند

جای سالم به تنش نیست ولی می ماند

مرد مولاست که تا لحظهء آخر مانده

دشمن از کشتن او خسته شده ٬در مانده

در دل جنگ نه هر خار و خسی می ماند

جگر حمزه اگر داشت کسی می ماند

مرد آن است که سر تا قدمش غرق به خون

آنچنانی که علی از احد آمد بیرون

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

می رسد قصه به آنجا که علی دل تنگ است

می فروشد زرهی را که رفیق جنگ است

چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد

وان یکاد از نفس فاطمه برتن دارد

کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام

تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام

فاطمه فاطمه با رایحهء گل آمد

ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

می رسد قصه به آنجا که جهان زیبا شد

با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می رفت

دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد

پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی الله است

پله در پله از آن ماذنه بالا می رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد

بین دست پسر آمنه بالا می رفت

گفت: اینبار به پایان سفر می گویم

" بارها گفته ام و بار دگر می گویم"

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است

کهکشان ها نخی از وصلهء نعلین علی است

واژه در واژه شنیدند صدارا اما...

گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد

آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

شهر اینبار کمر بسته به انکار علی

ریسمان هم گره انداخته در کار علی

بگذارید نگویم که احد می لرزد

در و دیوار ازین قصه به خود می لرزد

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

می نویسم که "شب تار سحر می گردد"

یک نفر مانده ازین قوم که برمی گردد

 با احترام به شعر احد آقای محمد کاظم کاظمی که بسیار خواندنی است

چه شبی بود !!!!!!!!!

یک سال پیش دقیقا شب شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع)توفیقی نصیبم شد باشم کاظمین  وقتی صبح زود کاروانمون از کربلا به سمت سامرا حرکت کرد   انتظار چنین صحنه ای رو نداشتم .

بعد زیارت حرمین امامین عسکرین و دیدن وضع اسفبار اونجا و زیارت سید محمد و دو طفلان مسلم به سوی کاظمین حرکت کردیم در بین راه که حدودا 100 کیلومتر مونده بود دیدم انبوهی از مردم پای پیاده با پرچم و لباس های سیاه به سمت کاظمین در حرکت هستن واقعا چنین جمعیت عظیمی رو تا حالا ندیده بودم  .
از قرار معلوم این اولین باری بود که ایم سنت به این عظمت پس از صدام و ورود امریکایی ها برگذار می شد  تا اون موقع اصلا درک نکرده بودم که بیرون چه خبره چی به چی ؟؟؟؟ بعدا از گذشتن از ترافیک سنگین  حدود ساعت 5 بعد از ظهر اتوبس توقف کرد و و من هم خشو حال که رسیدیم پریدم پایین تو جمعیت گم شدم بعدا تازه دو هزاریم افتاد برادر من به دلیل شرایط امنیتی تمام وسایل نقلیه  از 25 کیلومتری شهر  ممنوع الوردود شدن یعنی چی ؟؟؟؟؟ یعنی باید 25 کیلومتر  پیاده بریم اونم کی من ؟؟؟؟؟؟

عدم وجود ولی فقیه در راس جامعه اسلامی =انحراف در انقلاب

  ولایت فقیه نظریه ایست در فقه حکومتی که به طور جدی توسط حضرت ایت الله روح الله موسوی خمینی در عراق پایه گذاری گردید بر طبق این نظر در جامعه اسلامی می بایست شخصی فقیه در همه علوم در راس حکومت قرار گرفته تا حکومت اسلامی تشکیل و راه سعادت را طی کند .

امام خمینی در کتاب خود (ولایت فقیه و جهاد اکبر)با در نظر گرفتن تمام جوانب به بررسی و اثبات فلسفی و فقهی این نظریه پرداخته و از ان به عنوان کلید رسیدن به جامعه اسلامی نام برده است .امام خمینی که خود از مراجع بزرگ تقلید زمان خود بود با بهره گیری از این اصل رهبری قیام مردم ایران را بر عهده گرفته و بعد از 15 سال مدیریت مدبرانه و هوشمند انقلاب اسلامی ایران را به بار نشاند و رهبری ان را بر عهده گرفت.

سر نوشت فاطمه اگرجز این بود فاطمه ،فاطمه نبود

سلام

 باز تقدیر تقویم ما انسان ها را ورق زد و روزی را به ما نشان داد که پاکترین انسان ها در ان روز از زندان این عالم رها شد و مصداق حدیث (الدار سجن المومن ) را به معنی کلمه صرف کرد

 بله ،امروز شهادت زنی است که به گفته تمامی بشراز پاکترین زنان دوعالم است نه در عالم مادی کسی یارای مقابله با اوست نه در عرش پروردگار . افلاکیان همه و همه به مقام او قبطه می خورند که کیست( فنا فی الله )؟؟؟

 اری او عندالله بود دختر محمد (ص) که مادر برترین مخلوق پروردگار است .چه کسی می تواند این چنین مقامی را تصور کند عندیت نزد خدا ؟ محیر العقول است برای خاکیان و افلاکیان  مادر همه ی معصومین (ع) یکی از افتخارات عندیت خدا برای او بود حال این کیست که مادر همه ی معصومین است ؟؟؟

 مقام یک معصوم برای من حقیر غیر قابل تصور است حال که مادر اینان کیست ؟

 اری این روز روز تلخی برای همه ی جهانیان است که چنین بنده ای را از دست داده اند ؟؟؟چه کسانی داغ دارند ؟ما ،خاکیان ،افلاکیان ،مقربین خدا نه تنها همه ی اینان او را از دست داده اند و ناراحت ولی خدا خوش حال است که چنین مخلوقی را نزد خود اورده است

زیر مجموعه ها