چهارشنبه, 22 آذر 1396
 

آمار سایت

بازدیدکنندگان
33
مطالب
36
وب لینک ها
5
نمایش تعداد مطالب
97503

مطلب پیشنهادی

    نشریه شماره 19

 
 

 
 

جام جنایت جهانی

جام جنايت جهاني !!!

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
•    مگر آنان که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کردند و خدا را فراوان ياد کردند و چون مورد ستم واقع شدند انتقام گرفتند و ستمکاران به زودي خواهنددانست که به چه مکاني باز مي گردند

به نظر مي رسد افرادي که چند دهه پيش براي سلامت جامعه بشري و ورزش کردن، جام جهاني فوتبال را بنيان گذاشتند امروز اگر زنده مي بودند از کرده خود پشيمان مي شدند درست همانند انيشتين که وقتي ناجوان مردي امريکايي ها را در جنگ ديد ارزو مي کرد هيچ گاه نظريات خود را حداقل براي امريکايي ها خرج نمي کرد و همين شدذ که خود در صف اول مبارزه با سلاح هسته اي پيوست ،مَثَل چاقو است که هم کار بشر را اسان مي کند و هم به زندگي او پايان مي دهد.
سر هم کردن اين پازل کار چندان سختي نيست ،جاي دور نرويم در سال 1998 جام جهاني در بحبوحه جنگ اسرائيل و لبنان بر گزار شد تا قصاب بزرگ  ،شارون به جنايتش ادامه دهد .سال 2002 مردم سرگرم تماشا جام جهاني بودند و امريکا و متحدان در افغانستان سرگرم مبارزه با تروريسم (همان فرزندخوانده خودشان )و دلالان يهودي سرگرم تجارت انسان ! سال 2006 که به خاطر داريم مزه شيرين شکست اسرائيل از مقاومت لبنان را و مزه تلخ جنايت قانا را ، سال 2009 جنگ 22 روزه اتفاق افتاد و در سال 2012 اندکي بعد از المپيک جنگ 8 روزه و اکنون در سال 2014 جنگ ديگري به پا کردند .
همانطور که از شواهد پيداست به علت بيداري و ابراز انزجار مردم اگاه در سرتاسر جهان از جنايت اسرائيل و مظلوميت مردم فلسطين ، ايلات متحده  فقط  در زماني که نظر مردم جهان به رويدادي خاص متمرکز شده (مثل جام جهاني ) به فرزند نامشروع خود در غرب اسيا (يعني اسرائيل ) اجازه جنايت مي دهد تا بلکه شيخ نشين هاي خليج فارس خيال خام برشان ندارد که به سمت ايران متمايل شوند و همچنان مبهوت قدرت پوشالي ارتش اسرائيل شوند ،همان ارتشي که در 6 روز 6 کشور عربي را شکست داد .
اکنون که مردم جهان از گل هاي مسي لذت مي برند و از کمر شکسته نيمار ناراحت اند و اشک مي ريزند ، اما دريغ از يک قطره اشک براي حسين ابو خضير ،جام جهاني است ديگر براي مردمي که اربابشان امريکاست هفتايي شدن برزيل خيلي بهت اور  تر از شنيدن زنده زنده سوزاندن اين  نوجوان 17 ساله است مهم تر از شنيدن ذبح  کردن هاي داعش در عراق و سوريه است و کجاست ان ابر مرد تاريخ که  به اجداد همين مردمان در کوفه و الانبار بگويد اگر خلخال از پاي زني يهودي در اورند و مرد مسلماني بشنود و دق کند و بيمرد من از او خرده نمي گيرم .
فرق شقاوت و سعادت را مي بينيد ؟ او به چه مي خواند  ما را و ان ديگري چه ، و عده اي هنوز در تشخيص حق در مانده اند . مردم جهان در جام جهاني لذت مي برند و جانيان از مکيدن خون کودکان و مستضعفان جهان ، اسرائيل در فلسطين جنايت مي کند ، خليفه خود خوانده داعشي براي حکومت نوپايش در عراق و شام ذبح ها مي کند و برايش به ميمنت حکومت قرباني ها مي اوردن از جنس انسان ! در يمن و پاکستان و افغانستان هم که جنايت نشود روزشان شب نمي شود ، در نيجريه بوکوحرام را مي اورند و در سودان و اتيوپي مسمانان را  بدون هزينه ، با گرسنگي مي کشند و در افريقاي مرکزي مسمانان را قصابي مي کنند .
حال روز ما چيست ؟ مردم شيعه ايران چگونه اند ، چقدر خود را در گير اين مسائل مي کنند ، چقدر برايشان اهميت دارد که اسرائيل در فلسطين چه مي کند ،  هنوز يادمان نرفته نه غزه نه لبنان را ، راستي امروز که داعش پشت مرز هاي ما صف کشيده کجاييند اين فدائيان ايران ؟ نکند پاسپورت و گرين کارت به دست شده اند و بازهمين هم غزه و هم لبناني ها بايد بروند از ايران ان ها و ايران خودشان دفاع کنند . مردماني که از شکست ايران در جام جهاني بيرون مي ايند و شادي مي کنند ،اگر فردا روز ملت مقاوم فلسطين به نمايندگي از اسلام و ايران پوزه اسرائيل و بزرگتر هايش را به خاک ماليد نيز شادي مي کنند ؟

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ    
      و ما در زبور پس از تورات نوشته ايم که اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد
يا علي

وقتی انگلیس ضرر می کند

سلام
مقدمه :
پس از لغو قرار داد دارسي توسط رضا خان و امضاي محرمانه قرار داد گس-گلشائيان که بار ديگر مهر تاراجي برنفت ،اين ثروت ملي بود اندک نمايندگان ملي گرا و جبهه مذهبيون دست اعتراض زده اند اما راه به جايي نبردند ، شاه هم براي عوض کردن صحنه بازي و براي ارامش فضاي به وجود امده رزم ارا را به نخست وزيري برگزيد .
نخست وزيري رزم ارا :
سر لشکر رزم ارا که نخست وزير پيشنهادي انگليس بود باعث شد تا اتحاد ملي گراها و مذهبيون بيشتر شود و مي دانست در صورت ارائه قراداد الحاقي و راي نياوردن ان باعث حساسيت افکار عمومي مي شود بنابر اين دست به حربه اي ديگر زد .
در همين هنگام نمايندگان ملي گرا طرح ملي شدن صنعت نفت را به مجلس ارائه کردند که به دليل فشار رزم ارا اين طرح راي نياورد ، از طرفي رزم ارا براي جلوگيري از ملي شدن صنعت نفت به طرو محرمانه با انگليس وارد مذاکره شد و با زيرکي به جاي طرح قرارداد الحاقي که ديگر سوخته بود قراردادي شبيه به قرارداد شرکتي نفتي ارامکو امريکا با عربستان را که متضمن منافع انگليسي ها بود به مجلس ارائه کرد و با تحديد و فشار بر نمايندگان ان را تصويب کرد .
همچنين براي تضعيف روحيه ملي و انحراف اذهان عمومي گفت ايراني ها نمي توانند يک کارخانه سيمان را اداره کنند چه رسد به صنعت نفت ؟! و گفت ملي کردن صنعت نفت خيانت به کشور است !!!
سرانجام پس از جلسه مذهبيون به رياست ايت الله کاشاني  و ملي گرا به رهبري دکتر مصدق  تصميم گرفته شد با از ميان رفتن رزم ارا نفت ملي مي شود لذا خليل طهماسبي که از اعضاي فدائيان اسلام بود با ترور رزم ارا راه را براي ملي شدن صنعت نفت باز کرد .
پيامد هاي ترور رزم ارا و ملي شدن صنعت نفت :
با ترور رزم ارا ، انگليس که مهره ي قدرتمندي را از دست داده بود ،کشته شدن رزم ارا را يک فاجعه ناميد و سهام شرکت نفتي انگليس به شدت افت کرد .انگليس  در پي ان بود تا با روي کار امدن شخصي ديگر جلوي ملي شدن صنعت نفت را بگيرد اما وقايع انچنان به سرعت گذشت که عملا انگليس از صحنه جا ماند و نتوانست نقشه هاي خود را اجرا کند.
انگليس به چند دليل مخالف سر سخت ملي شدن صنعت نفت بود زيرا
1.    شرکت هاي نفتي سرمايه گذاري هاي بسيار را در مناطق نفت خيز ايران انجام داده بودند و نمي خواستند ان ها را از دست بدهند .
2.    هزينه تهيه و انتقال نفت در ايران براي انگليس بسيار ارزان بود و انگليسي ها هم در قبال استخراج نفت از ايران پول چنداني را به دولت ايران پرداخت نمي کردند و از اين راه سود هنگفتي به جيب مي زدند و نمي خواستند اين موقعيت استراتژيک را به هيچ وجه از دست بدهد ،زيرا که اقتصاد ان زمان عملا با استخراج نفت و هزينه هاي توليد ان  رابطه ي مستقيم داشت .
3.    پس از شعله ور شدن جنگ هاي جهاني اول و دوم و اهمييت نفت و گازوئيل و ايفاي نقش مهم نفت ايران در پيروزي متفقين در جنگ  انگليس با در نظر گرفتن جنگ هاي احتمالي هيچ گاه نمي خواست چاه هاي نفت ايران را در اختيار کس ديگر قرار دهد و از طرفي کشيده شدن خط اهن مورد نظر انگليس کار را براي انتقال نفت از شما به جنوب ايران براي مقاصد بعدي بسيار مفيد مي کرد ، از طرفي موقعيت فوق العاده استراژيک ايران و چاه هاي نفت ان براي انگليس بسيار حائذ اهمييت بود زيرا انگليس براي کنترل هند بزرگترين مستعمره خود نياز به نفت داشت که اسان تر و نزديک تر به هند باشد و چه جايي بهتر از ايران .
4.    حضور مستشاران انگليس به بهانه نفت ايراد در کشور مسير ورود به همه ديگرجوانب کشور اعم از بهربرداري از معادن و منابع بيشتر ايران و وادادگي بيشتر دولت ايران به بريتانيا را افزايش مي داد .

همه اين عواملي که بر شمرده شد اندک منافعي بود که انگليس در ايران داشت و با ملي شدن صنعت نفت از دست دولت بريتانيا خارج مي شد و ضربات سنگين و جبران ناپذيري را به اين کشور وارد مي کرد و براي همين بود که انگليس تمام تلاش خود را براي عدم استقلال نفت و خود شکور ايران به کار مي بست تا منافع خود را در ايران حفظ کند
وسلام و عليکم و الرحمته الله و برکاته     

29 بهمن ماه

سلام
قيام 29 بهمن 1356 تبريز يکي از بزرگترين قيام ها و يکي از علني ترين مبارزات مردم با حکومت شاهنشاهي بود که برگ زرين ديگري در خاطرات مردم تبريز، ديار مردانگي و جوان مردي باقي خواهد ماند. براي بررسي چگونگي رويداد  اين حادثه بايد سري به چند ماه قبل بزنيم ،يعني دي ماه 56
انتشار مقاله موهن روزنامه اطلاعات – ديماه 56:


مقاله اي که فردي با نام مستعار احمد رشيدي مطلق و به دستور شخص شاه راجع به مرجعيت و اصل و نسب خانوادگي امام نوشته شده بود و توهين هايي به اين يگانه مرجع شيعيان جهان شده بود با اعتراض گسترده علما و روحانيون و مردم قم همراه شد و تبديل به يک تظاهرات گسترده عليه رژيم شد و ساواک براي جلوگيري از تظاهرات مردم را به گلوله بست و عده زيادي در 19 بهمن 56 به شهادت رسيدند .
اين خبر به سرعت در شهرهاي ايران منتشر شد و موجي از نفرت را در ميان مردم ايجاد کرد .

حادثه ی فراموش شده


با پيروزي رزمندگان اسلام در عمليات والفجر 10 و آزادسازي بسياري از مناطق کردنشين از جمله شهر استراتژيک حلبچه، و استقبال مردم شهرها و روستاها از طليعه سپاهيان نور و آزادي،در روز 25 اسفند 1366  رژيم بعثي عراق در يک اقدام غيرانساني، به قصد انتقام‏گيري از اين شکست فاحش و دشمني با مردم،حسين المجيد (معروف به علي شيميايي) با دستور شخص صدام در عملياتي به نام انفال ابتدا به مدت 2 شبانه روز براي ويرانکردن زير ساخت ها و شکستن شيشه هاي خانه ها براي نفوذ بيشتر مواد شيميايي  شهر حلبچه و اطراف آن را هدف بمب‏هاي شيميايي از نوع گاز سارين و اعصاب و خردل و ... قرارداد. آن رژيم با ارتکاب به اين عمل ضد بشري، هيروشيماي ديگري آفريد و برگ سياه ديگري بر پرونده سراسر ننگ خود افزود. در اين فاجعه بزرگ، حدود پنج هزار کرد عراقي به شهادت رسيده و هفت هزار تن ديگر مصدوم شدند. فاجعه حلبچه علاوه بر جنبه‏هاي انساني و اخلاقي، زيان‏هايي در روابط خارجي رژيم بعثي عراق در پي داشت و حتي بسياري از حاميان آن را برآشفته کرد. انعکاس صحنه‏هاي دلخراش قربانيان گازهاي سمّي حلبچه در سراسر جهان، موقعيت بين‏المللي رژيم عراق و حاميان وي را بسيار تضعيف نمود. اعزام خبرنگاران خارجي به ايران و بازديد از منطقه، تدريجاً ابعاد اين جنايت دهشتناک را افشا کرد و واکنش‏هاي متعددي را برانگيخت. به کارگيري سلاح‏هاي شيميايي از سوي عراق در حالي صورت مي‏گرفت که اين کشور جزو 120 کشور امضا کننده پروتکل ژنو راجع به منع استفاده از سلاح‏هاي سمي و خفه کننده قرار داشت. تا حدود پس از يک ماه از بمباران حلبچه، بازتاب آن در رسانه‏هاي خبري خارجي مشاهده مي‏شد. ليکن با اتمام حملات عراق به شهرهاي ايران و نيز اعزام نمايندگان ايران وعراق به سازمان ملل و مذاکره با دبيرکل سازمان ملل، تدريجاً از جنايات عراق در حلبچه همه چيز به فراموشي سپرده شد.

بازنشر یه مطلب قدیمی

پيشکشي براي تهنيت شهادتت نگاشته ايم
گواراي وجودت ،مصطفي
سلام خدا بر شهيدان ،بر پيروان راه حق ، بر تو مصطفي شهيد
چه زود افلاکي شدنت در پيچ و خم زمان سپري مي شود ،انگار نه انگار که يک سال گذشت ،گويي چند صباحي بيشتر نيست که از ميانمان  پرکشيده و ما را تنها گذاشتي ،اما چه حکمتي در شهادتت وجود دارد ؟مگر نه انکه وقت تنهايي، زمان باز مي ايستد و ما را در گذشته غوطه ور مي سازد. پس چرا درنبودت به ما احساس تنهايي دست نداد؟خود پاسخ سئوالم را مي دانم اما چه کنم که روح بيمار من به تو رشک مي ورزد .
تو شهيدي ،شهيد کسي است که تمام هستي خود را براي پروردگارش فدا مي کند و مانند عاشقي سر گشته دور معشوق خود مي چرخد.و تو شهيد ي مصطفي ،مصطفي بعد از شهادت از درد مي سوزم و به خود مي پيچم ،راستش را بخواهي سئوالي بي جواب در ذهنم مانده .تو چه گوهري در دامن داشتي که خدا لياقت لقاء خود را به تو ارزاني داشت ؟من و تو خوب مي دانستيم که لقاءالله فيضي است که نصيب هر کس نمي شود و هميشه در تلاش بوديم تا به اندازه سهم خود از خوان نعمت گسترده ي پروردگار توشه بر گيريم . خوشا به سعادتت مصطفي چه زود توشه ي خود را پر کردي و به سعادت رسيدي .

زیر مجموعه ها